خسته میشم از بس می نویسم و پاک می کنم

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 19:58  توسط فرشته
|
این روزا یک کار بیشتر نمی کنم
تصمیمو گرفتم
فقط یه کار می کنم
با هر کی که دلم بخواد
آره با هر کسی که ...

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 18:48  توسط فرشته
|
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 18:34  توسط فرشته
|
دیوانه عشقم دیوانه عشقم
افسوس که عشق دیوانه من نیست هنوز ....

+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 18:39  توسط فرشته
|
باز درد
باز اندوه
باز غصه
باز ماتم ....
چرا کسی درک نمی کند دختری را که ....

+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 20:51  توسط فرشته
|
دردم این نیس که درد می کشم
درد اینه که
نمی تونم دردمو به کسی بگم

+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 10:50  توسط فرشته
|
درد درد درد
درد می کشم از زمین
درد می کشم از زمان
درد می کشم از لحظه
از بودن و هستنم درد می کشم ..... چون یک دخترم!

+
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 20:54  توسط فرشته
|